محمد تقي جعفري
246
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
درست دقت كنيد ، شما خودتان در لجن فال بد غوطه مىخوريد ، ما پيامبران مىخواهيم شما را از گرداب فال بد نجات داده و به سوى سراى حقيقت رهنمون گرديم . آرى پيامبران مردم را از پشت پردهء رويدادها اطلاع مىدهند كه مردم آن را نمىبينند . يك مثال ديگر : اگر طبيبى به تو بگويد : غوره مخور كه اگر غوره بخورى فلان بيمارى را در تو ايجاد مىكند . تو در مقابل اين ارشاد مخلصانهء طبيب ، بگويى چرا فال بد مىزنى ؟ تو با اين اعتراض و اتهام طبيب به فال بد زدن ، در حقيقت نصيحت گو و خير انديش خود را به گنهكارى متهم مىسازى اگر منجم بگويد : امروز وضع ستاره ها اقتضا مىكند كه تو فلان كار را انجام ندهى ، در چنين روز آن كار مطلوب تو بمرادت نخواهد بود ، پشيمان و زيانكار خواهى گشت . اگر همين احكام نجومى و نحس و سعد صد بار هم دروغ و خلاف واقع در آيد ، اگر تصادفا يك يا دو بار موافق واقع در آمد ، يعنى در چنان روزى كار تو بمرادت نگشت . سخن منجم را در هر حال و به طور كلى مىپذيرى [ چه شده است كه به اين اخطارهاى ما كه حتى خود شما نشانها و دلايل آن را از نداى وجدانى خود مىشنويد ، به احتمال واقعيت پشت پرده ترتيب اثر نمىدهيد ] اين اطلاعات نجومى پشت پرده را كه ما به شما ابلاغ مىكنيم ، هرگز خلافى ندارد ، ولى شما خود را نابينا و ناشنوا مىسازيد و صحت دعاوى ما بر شما پوشيده مىشود . آن طبيب و آن منجم روى گمان و احتمال به شما مطالب را القاء مىكنند ، اما ما سخن از عين و عيان با شما در ميان مىگذاريم . ما دود و آتش شعله ورى را از كرانه محسوسات مىبينيم كه به سوى منكران سرازير مىشود . شما در مقابل اين شهود عينى و آگهى كه از آن به شما مىدهيم ، بما مىگوييد : كه اين حرفها بزيان ما بوده و جز فال بد چيز ديگرى نيست . اى تبه كارانى كه نصيحت اندرز گويان مخلص را نمىشنويد ، فال بد شما همين